در حالی که اقتصاد کشور به شدت نیازمند فعال شدن چرخه تولید است، نرخهای بهره 25 تا 30 درصدی بانکها عملاً هرگونه امکان رقابت را از صنعتگران گرفته است. محاسبات ساده اقتصادی نشان میدهد که با چنین نرخهایی، حتی کارآمدترین واحدهای تولیدی نیز به سختی میتوانند دوام بیاورند. یک مدیر کارخانه تولیدی در این باره میگوید: « ما مجبوریم ماهانه مبالغ هنگفتی فقط برای بهره بانکی بپردازیم، در حالی که سود واقعی تولیدمان به زحمت به 10 درصد میرسد.»
تأثیر نرخهای بهره بالا بر رقابتپذیری صنعت
این وضعیت ناعادلانه چند اثر مخرب همزمان دارد:
1. افزایش قیمت تمام شده محصولات که باعث کاهش قدرت رقابت کالای ایرانی در برابر نمونههای خارجی میشود.
2. کاهش کیفیت تولیدات به دلیل عدم امکان سرمایهگذاری در نوآوری و بهروزرسانی خطوط تولید.
3. مهاجرت سرمایهها از بخش مولد به سمت فعالیتهای دلالی و سفتهبازی.
4. از بین رفتن انگیزه برای ایجاد کسبوکارهای جدید تولیدی.
5. افزایش وابستگی به واردات و تضعیف امنیت اقتصادی کشور.
تجربه جهانی به وضوح نشان میدهد که هیچ کشوری نتوانسته بدون حمایت سیستم بانکی از بخش تولید، به توسعه صنعتی پایدار دست یابد. در کشورهای پیشرفته، نرخ بهره تسهیلات تولیدی معمولاً بین 2 تا 5 درصد است و در برخی موارد حتی به صفر هم میرسد. این در حالی است که در ایران، تولیدکنندگان مجبورند با نرخهایی کار کنند که در هیچ اقتصاد پویایی سابقه ندارد.
راهکارها و اصلاحات برای بهبود وضعیت تولید
راه برونرفت از این بحران هرچند دشوار اما امکانپذیر است. اولین و urgentترین اقدام، بازنگری اساسی در سیاستهای بانکی و کاهش فوری نرخ بهره تسهیلات تولیدی است. این کاهش باید به حدی باشد که صنعتگران بتوانند با اطمینان خاطر برنامهریزی بلندمدت داشته باشند.
دومین گام، ایجاد تمایز بین تسهیلات تولیدی و غیرتولیدی است. بانکها باید به جای دادن وامهای کلان به فعالیتهای سوداگرانه، منابع خود را به سمت بخش مولد اقتصاد هدایت کنند.
سومین اقدام مهم، ایجاد صندوقهای توسعه صنعتی با مشارکت بخش خصوصی و دولتی است که بتوانند منابع مالی ارزانقیمت را در اختیار واحدهای تولیدی قرار دهند.
چهارمین راهکار، بازتعریف رابطه بانک و صنعت است. بانکها باید به جای نگاه سودجویانه کوتاهمدت، خود را شریک بلندمدت صنعت بدانند و سود خود را در گرو رشد و توسعه واحدهای تولیدی ببینند.
آینده اقتصادی کشور در گرو تصمیماتی است که امروز درباره نظام بانکی گرفته میشود. یا باید شاهد تداوم روند فعلی و نابودی تدریجی صنعت کشور باشیم یا با اصلاحات ساختاری جسورانه، زمینه را برای رونق واقعی تولید فراهم کنیم. انتخاب بین این دو مسیر، نه یک تصمیم اقتصادی که یک انتخاب سرنوشتساز برای آینده ملت ایران است.
صنعت ایران با همه مشکلات، هنوز ظرفیتهای عظیم و نیروی انسانی کارآمدی دارد که میتواند در صورت فراهم شدن شرایط مناسب، معجزهای در اقتصاد کشور ایجاد کند. اما این اتفاق نخواهد افتاد مگر با تغییر نگاه به مقوله تولید و اصلاح اساسی نظام بانکی. وقت آن رسیده که به جای شعار دادن، گامهای عملی و مؤثر برای نجات تولید ملی برداشته شود.
انتهای پیام/
لینک کوتاه:
https://bazarnews.ir/?p=234998
کپی شد
source